در سرزمینی که حقِ طبیعیِ مردم برای دیدن و گفتن و دانستن زیرِ فشارِ سانسور و فیلترینگ از آنان گرفته شده است، دسترسیِ برابر به اینترنت تنها یک امکانِ تکنولوژیک نیست، بلکه معیارِ شرافت و انسانیت است. امروز جامعهٔ ما زخمی عمیق بر تن دارد، زخمی که از تبعیضی پدید آمده است که حتی در کوچکترین لایههای زندگیِ دیجیتال نفوذ کرده است. اکثریت در محاصرهٔ محدودیت و خاموشی قرار گرفتهاند و اقلیتی اندک با امتیازی خاص در آزادیِ مطلق سیر میکنند. این شکاف از هر نابرابریِ دیگری خطرناکتر است، زیرا اطلاعات ریشهٔ آزادی و قدرت و فرصت است.
کسانی که در چنین وضعی بهجای ایستادن در کنارِ مردم، از امتیازِ ویژهٔ خود برای عبور از سدِ فیلترینگ و محدودیت استفاده میکنند، تنها یک رانتِ ساده را نمیپذیرند، بلکه یک بیعدالتیِ ساختاری را تأیید میکنند. اینترنتِ آزاد در جامعهای که میلیونها نفر از آن محروماند، یک هدیه یا امتیاز نیست، بلکه امکانی آلوده به تبعیض و سکوت و بیتوجهی نسبت به رنجِ دیگران است.
جامعهشناسی به ما میآموزد که هرجا تبعیض به یک امکانِ شخصی تبدیل شود، وجدان بهآسانی زیرِ بارِ توجیههای کوچک مدفون میشود. اما در جامعهای که مردم برای ابتداییترین حقوقِ خود هزینههای سنگینِ روحی و اقتصادی و اجتماعی میپردازند، پذیرشِ چنین امتیازی دیگر یک انتخابِ فردی نیست، بلکه نوعی همدستیِ اخلاقی با نظامِ نابرابری است.
هیچ انسانِ سالم و صالحی نمیتواند در میانِ محرومیتِ جمعی، با خیالی آسوده از امتیازِ ارتباطِ آزاد بهرهمند شود. سلامتِ اخلاقی یعنی ایستادن در کنارِ کسانی که از حقِ خود محروم شدهاند، نه بهرهبرداری از شکافی که بهزور ایجاد شده است. کسی که امتیازِ ویژهٔ خود را حقِ طبیعیِ خویش میداند و رنجِ دیگران را بیاهمیت میشمارد، هرچقدر هم ادعا کند که بیطرف است، در حقیقت در سمتِ قدرتِ ناعادلانه ایستاده است.
این نوشته یک هشدارِ اخلاقی است. جامعهای که گروهی در آن با رانت به جهان متصلاند و گروهی دیگر در تاریکیِ دیجیتال گرفتارند، سالم و آزاد و زنده نیست. چنین جامعهای روحِ خود را در برابرِ امتیازاتِ کوچک و مصلحتهای شخصی از دست میدهد.
دسترسی آزاد به اینترنت لطف یا امتیاز نیست؛ حق است. و هرکس که از سلبِ این حق از مردم سود میبَرد یا آن را عادی جلوه میدهد، در تخریبِ بنیادِ اخلاقیِ جامعه نقش دارد.
این مانیفست اعلام میکند که هر امتیازِ ویژهای که بر شانههای محرومیتِ جمعی بنا شود ناپاک است و هر انسانی که از کنارِ این ناپاکی با بیتفاوتی عبور میکند، حتی اگر خود را بیطرف میداند، از مسئولیتِ اخلاقی میگریزد و این گریز هرگز او را از پیامدهای اخلاقیِ عملش رها نخواهد کرد.